دکتر مظفر صرافی عضو هیات عملی دانشگاه شهید بهشتی گفت : یکی از مهمترین دغدغه های کشور در حوزه شهرسازی امروزه ما ناپایداری شهرهاست

به گزارش خبرنگار روابط عمومی شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری ایران، دکتر  مظفرصرافی عضو هیات عملی دانشگاه شهید بهشتی در اولین نشست از دفتر چهارهم سلسله نشست‌های موضوعی شرکت مادر با موضوع «تبیین مفاهیم و الزامات ارتقاء کیفیت زندگی در مسیر سیاست بازآفرینی شهری» گفت: یکی از مهمترین دغدغه های کشور در حوزه شهرسازی امروزه ما ناپایداری شهرهاست، که برآمده از احساسِ حقارت در برابر نووارگی غربی... که رازِ ماندگاری در حکمتِ ایران­شهری را از یاد برده و بر باد د­اده­ایم.

 دکترصرافی با اشاره به شهر دیروز که نمایانگر عالی­ترین زیستگاه بشر برای سازمان­دهی اجتماعی در پاسخگوئی به نیازهای مادی و معنوی بوده افزود: شهرهای امروز، شهرهایی بنده­سازِ باشندگان در غمِ مصرفِ خودخواهانۀ یاور انباشت سوداگرایانۀ سرمایه اند. شهرهای ایران در روند جهانی شدن دچار دگردیسی ناشیانه­ای هستند که حتی از فواید کارآئی الگوی نئولیبرالی این روند بی­بهره­اند.

ایشان در ادامه درخصوص شهرهای فردا گفت: شهر فردا باید نویدبخش همبستگی و تلاش جمعی برای زندگی بهتر برای همه(عدالت درون­نسلی) و برای همیشه (عدالت بین­نسلی) باشد و شهروند در مرکز حکمروائی شهر برای ” تغییر“ و عدم تمکین به ” تقدیر“ حضور داشته باشد. وی در ادامه اذعان داشت در شهرهای فردا، گوئی شهرها مکانِ قدرت­زدائی از شهروندان و برآمدن ” قدرت­های بی­مکان“ شده‌اند!

وی با اشاره به اجرای سیاست بازآفرینی شهری شرکت مادرتخصصی عمران و بهسازی شهری ایران گفت: خوشبختانه نگاه جدیدی در کشور شکل گرفته و مشکلاتی که شهرهای کشور با آن روبرو هستند را هدف گیری می کند و بیشتر از این‌که به پیامدها  و خروجی ها بپردازد به حل مسئله و علل مشکلات به وجود آمده می پردازد.

عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی اضافه کرد: در محدودیت‌های مأموریتی وزارت راه و شهرسازی و همکاری‌های حداقلی سایر ارگان‌های مسئول در بازآفرینی شهری به وجه رادیکالی بازآفرینی شهری کم پرداخته شده است.

صرافی در ادامه تصریح کرد: شهرهای امروز ما با چالش‌های بی‌شماری مواجه است و مسئله کیفیت زندگی و زیست پذیری، بحث فراموش شده ای در کشور است.

وی با اشاره به اینکه شعار مورد توافق همه ما، پایداری شهر ایرانی است گفت: در یک نگاه تاریخی شهر نمایانگر زیستگاه عالی بشر برای سازماندهی اجتماعی است. در طول تاریخ مشاهده می شود اجتماعی خودش را نوعی سازمان می کند که نیازهای مادی و معنوی را با حداقل تلاش و حداکثر بهره‌ به دست بیاورد.

وی درخصوص بایستگی بازآفرینی شهری رادیکال عنوان کرد: دگرگونی بینش و نیروهای سبب­ساز این تولید فضای ناپایدار، ضرورت تحققِ دگرگونی است. در بینش کنونی مدیریت شهری ایران، غلبه با اتکا به محرکه­های اقتصادی برون­زائی است که کالبدی نوواره (مدرن) برپا سازند و تصور می­شود از این طریق ” کیفیت زندگی“ ارتقا می­یابد.

در پایان ایشان نکاتی را برای رسیدن به پایداری شهر ایرانی برشمرد:

-         کاربستِ بازآفرینی شهری برای تحقق پایداری توسعۀ شهری در کشور است و هدایت­گر آن باید ” اندیشۀ ایران­شهری“ باشد.

-         دغدغۀ امروزه ما ناپایداری شهرهاست، برآمده از احساسِ حقارت در برابر نووارگی غربی... که رازِ ماندگاری در حکمتِ ایران­شهری را از یاد برده و بر باد د­اده­ایم.

-         فروکاستنِ بازآفرینی شهری به برپائی بی­مایۀ چند پروژۀ پرچم­دارِ الگوی توسعۀ ناپایدار کنونی در کلانشهرها، کژفهمی و ازدست رفتن فرصت شالوده­ریزی دگرگونی مورد نیاز است.

-         دگرگونی رهیافتِ صرفاً سخت افزاری/ مهندسی و پروژه-محورِ کنونی به تقدمِ رهیافتِ نرم افزاری/ فرهنگی و اجتماع-محور از ارکانِ بازآفرینی شهری رادیکال است.

-         ” بازآفرینی شهری رادیکال“ به توسعۀ محله­ای بر بنیانِ اجتماع محلی ساکن در فرآیند حکمروائی شایسته پیش می­رود.

-         کنترلِ اجتماع محلی بر محتوا و محیط زندگی افزایش می­یابد و در واقع دگرگونی اجتماعی-اقتصادی منجر به بهگشتِ کالبدی محله و ارتقای کیفیت زندگی می­شود.