ابزارهای دسترسی

در سفر اخیر به استان گیلان، پس از عبور از شهرهای لوشان و منجیل، آنچه در میانه شهر رودبار توجهم را به خود جلب کرد، منظره‌ای از آپارتمان‌های ردیفی در ارتفاعات کوهپایه‌ای بود؛ نمایی که پیش‌درآمدی شد برای یک بازدید میدانی از پروژه مسکن مهر این شهر. در آخرین روز از این سفر، به همراه شهردار رودبار و با هماهنگی اداره‌کل راه و شهرسازی استان، به سراغ این سایت رفتیم تا از نزدیک، دلایل مکان‌یابی این پروژه و چالش‌های آن را در بافتی چنین متفاوت بررسی کنیم.

مورفولوژی دشوار، مدیریت پرچالش

مسیر دسترسی به پروژه، خود گویای نیمی از ماجراست؛ جاده‌ای باریک، پرپیچ‌وخم و فاقد استانداردهای ایمنی لازم که صعود به ارتفاع را دشوار می‌کند. با طی کردن این مسیر، واقعیتِ «بافت منفصل شهری» رودبار عیان می‌شود؛ ساختار کالبدی منحصربه‌فردی که مدیریت شهری و دستگاه‌های خدمات‌رسان را با دشواری‌های مضاعف روبه‌رو می‌کند.

رودبار شهری است که سفیدرود آن را به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم کرده است. محلات این شهر، همچون دانه‌های تسبیح، منفصل و موزاییک‌وار در کنار هم نشسته‌اند که گویی پیشینه‌ای روستایی داشته و در گذر زمان با الگویی متفاوت به هم پیوند خورده‌اند. همین پراکندگی و توپوگرافی خاص، باعث شده است که رودبار چهره‌ای کاملاً متمایز از سایر شهرهای ایران داشته باشد؛ به‌طوری که برخلاف بسیاری از شهرهای دیگر، الگوی توسعه‌یافته و متراکم در آن دیده نمی‌شود و ساخت‌وسازهای پراکنده، شاخصه اصلی کالبد شهر است.

مسکن مهر؛ آزمون توسعه در شیب

عملیات خاکی سنگین، تسطیح تپه‌ها و توسعه دامنه‌ای، وجه بارزِ مورفولوژی رودبار است؛ فرقی نمی‌کند از بافت‌های قدیمی سخن بگوییم یا پروژه‌های نظیر مسکن مهر. مسکن مهر رودبار، در واقع نمادی از تلاش برای «توسعه» در بستر زمین‌های محدود است. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا مکان‌یابی چنین پروژه‌هایی با چنین فاصله‌ای از هسته مرکزی و در ارتفاعات، متناسب با نیازهای مدیریت شهری در این جغرافیا بوده است؟

پاسخ به این پرسش، نیازمند نگاهی فراتر از صرفاً «تولید مسکن» است. رودبار با توپوگرافی خاص خود، «استثنای» توسعه شهری است و این استثنا بودن، نگاه ویژه‌ی سیاست‌گذاران را می‌طلبد.

ضرورت حمایت از مدیریت شهری

واقعیت تلخ این است که مدیریت شهری رودبار با وجود ظرفیت‌های ارزشمند، تاکنون از حمایت‌های کافی برای مواجهه با این چالش‌های کالبدی بی‌بهره بوده است. شهرداری رودبار در چنین شرایط دشواری، در حال انجام تکالیف خود است، اما برای بهبود وضعیت زیرساختی و کیفیت زندگی شهروندان در این محلات منفصل، نیازمند «حمایت‌های اهرمی» هستیم.

به عنوان عضو هیئت‌مدیره شرکت بازآفرینی شهری ایران، در این بازدید میدانی، بر خود تکلیف دیدم که با شناسایی دقیق چالش‌ها، بستر حمایت حداکثری از مدیریت شهری رودبار را فراهم آورم. بازآفرینیِ این پهنه‌ها، نیازمند نه فقط تأمین منابع، بلکه تغییر در نگرش به الگوی توسعه در شهرهای کوهپایه‌ای است. رودبار به حمایت نیاز دارد؛ حمایتی که از جنسِ درک شرایطِ توپوگرافیک و کمک به پایداری این شهرِ موزاییک‌وار باشد.

فریدون بابایی‌اقدم , عضو هیئت‌مدیره شرکت بازآفرینی شهری ایران