تحولات اخیر در حوزه بازآفرینی شهری، بار دیگر این واقعیت را برجسته کرده است که بدون حل مسائل زیربنایی و زیرساختی، سخن گفتن از نوسازی کالبدی، بهسازی محیطی و حتی مداخلات اجتماعی، راهی به نتیجه نخواهد برد. در همین چارچوب، آغاز عملیات اجرایی ساماندهی فاضلاب محله گلدشت اهواز را باید نه یک پروژه صرفاً خدماتی، بلکه نخستین گام عملیاتی در اجرای تصمیمات کلان ستاد ملی بازآفرینی شهری پایدار دانست.
در پنجاهوهشتمین جلسه ستاد ملی بازآفرینی شهری پایدار و به دستور صریح وزیر راه و شهرسازی، مقرر شد ساماندهی فوری شبکه فاضلاب در محلات بحرانی بهعنوان اولویت نخست مداخلات بازآفرینی در دستور کار دستگاههای مسئول قرار گیرد. انتخاب محله گلدشت اهواز بهعنوان نخستین پایلوت اجرای این دستور، انتخابی تصادفی یا صرفاً منطقهای نبود؛ بلکه تصمیمی مبتنی بر عمق و شدت مسائل انباشتهشده، مخاطرات بهداشتی و زیستمحیطی و ناتوانی زیرساختهای موجود در پاسخگویی به نیازهای حداقلی ساکنان بود.
گلدشت، همانند بسیاری از محلات هدف بازآفرینی در اهواز، با زنجیرهای از مشکلات مزمن مواجه است: فقدان شبکه استاندارد فاضلاب، ورود پساب به معابر، معابر خاکی و فاقد جدول، افت کیفیت خدمات شهری و در نهایت آسیبپذیری اجتماعی. تجربههای پیشین بهروشنی نشان داده است که اجرای آسفالت، بهسازی معابر و حتی مداخلات اجتماعی، بدون حل مسئله فاضلاب، یا ناپایدار میماند یا اساساً با شکست روبهرو میشود. از این منظر، احداث شبکه فاضلاب نه یک پروژه بخشی، بلکه نقطه عزیمت بازآفرینی واقعی است.
آنچه اکنون در گلدشت در حال وقوع است، اهمیت دوچندانی دارد؛ چراکه این پروژه صرفاً آغاز یک عملیات عمرانی نیست، بلکه آزمون میدانی هماهنگی نهادی میان شرکت آب و فاضلاب، شهرداری، اداره کل راه و شهرسازی و دبیرخانه ستاد ملی بازآفرینی شهری کشور به شمار میرود. موفقیت این پایلوت، میتواند الگویی اجرایی برای سایر محلات بحرانی کشور ایجاد کند؛ همان محلاتی که سالها در چرخهای از مطالعات تکراری، مداخلات مقطعی و نبود اقدام پیشران گرفتار ماندهاند.
نکته تعیینکننده در این مسیر، سرعت عمل پس از تصمیم است. تجربه حکمرانی شهری نشان داده است که فاصله میان «تصمیمگیری» و «اقدام» اگر طولانی شود، خود به عاملی برای بیاعتمادی اجتماعی تبدیل خواهد شد. آغاز عملیات اجرایی فاضلاب گلدشت، نشاندهنده عزم جدی برای کاهش این فاصله و تبدیل مصوبه ستاد ملی به اقدام ملموس در مقیاس محله است.
در عین حال، باید تأکید کرد که ساماندهی فاضلاب، اگرچه شرط لازم است، اما شرط کافی برای بازآفرینی نیست. استمرار این مسیر، مستلزم آن است که پس از تکمیل زیرساخت حیاتی فاضلاب، مداخلات کالبدی، خدماتی و اجتماعی بهصورت زمانبندیشده و همافزا دنبال شود. تنها در این صورت است که میتوان از گلدشت، نه بهعنوان محلهای مسئلهدار، بلکه بهعنوان نمونهای از تغییر مسیر سیاستگذاری در سکونتگاههای غیررسمی و محلات کمبرخوردار یاد کرد.
امروز، گلدشت اهواز به صحنهای تبدیل شده است که در آن، اعتبار تصمیمات ستاد ملی بازآفرینی شهری در میدان عمل سنجیده میشود. اگر این پایلوت با جدیت، هماهنگی و تداوم همراه باشد، میتواند آغازگر فصلی جدید در بازآفرینی شهری کشور باشد؛ فصلی که در آن، اقدام اجرایی بر تعلل، و حل مسائل بنیادین بر درمانهای سطحی تقدم دارد.
فریدون بابایی اقدم
عضو هیأتمدیره شرکت بازآفرینی شهری و راهبر دبیرخانه ستاد ملی بازآفرینی شهری پایدار