به گزارش روابط عمومی شرکت بازآفرینی شهری ایران، عبدالرضا گلپایگانی معاون وزیر راه و شهرسازی و مدیر عامل شرکت بازآفرینی شهری ایران که برای افتتاح چند پروژه بازآفرینی شهری به خراسان شمالی سفر کرده بود در اجتماع شبانه مردم بجنورد حاضر شد و به ایراد سخنرانی پرداخت .
وی با بیان اینکه «روحیه مشارکت و همبستگی ملی» از ویژگیهای برجسته جامعه ایرانی است، افزود: در مقاطع حساس، از جمله مناسبتهایی همچون ۲۲ بهمن و روز قدس، شاهد حضور گسترده مردم و بهویژه بانوان در صفوف مقدم بودهایم که نشاندهنده عمق باورها و تعهد اجتماعی آنان است.
گلپایگانی با اشاره به ریشههای تاریخی این همبستگی اظهار کرد: این روحیه حاصل پیشینه چند هزار ساله تمدنی ایران و تداوم آن در بستر فرهنگ اسلامی است؛ فرهنگی که بر پایه توحید، عدالتخواهی و ایستادگی در برابر ظلم شکل گرفته و در طول تاریخ استمرار یافته است.
معاون وزیر راه و شهرسازی با مرور تحولات نظام حکمرانی در ایران گفت: در گذشته حکومتها عمدتاً در اختیار خاندانها و دودمانها قرار داشت، اما با استقرار جمهوری اسلامی، ساختار حکمرانی بر پایه مشارکت مردم شکل گرفت و اداره کشور بهصورت
وی تصریح کرد: مبنای جمهوری اسلامی اتکا به مردم و حضور آنان در صحنه است و همین امر موجب شده کشور در برابر فشارها و تحریمهای خارجی ایستادگی کند. گلپایگانی افزود: همراهی مردم در حوزههای مختلف، از توسعه زیرساختها تا خدمات عمومی، نقشی کلیدی در پیشبرد اهداف کشور داشته است.
مدیرعامل شرکت بازآفرینی شهری ایران در ادامه به اهمیت همدلی و حمایت عمومی از برنامههای توسعهای اشاره کرد و گفت: تحقق اهداف در حوزههایی مانند بازآفرینی شهری، به مشارکت و همراهی مردم وابسته است و بدون حضور فعال شهروندان، دستیابی به توسعه پایدار ممکن نخواهد بود. و پیشرفت کشور در گرو حفظ همین روحیه همبستگی، مشارکت و پایبندی به ارزشها است.
بازآفرینی هویت ملی؛ از «ابژه منفعل» تا «سوژه مقاوم»
گلپایگانی تصریح کرد : گفتمان مسلط رسانهای و سیاسی غرب سالهاست میکوشد بازنمایی خاصی از انسان خاورمیانهای و مشخصاً انسان ایرانی خلق کند. در این چارچوب، انسان ایرانی همواره در موقعیت یک «ابژه منفعل» و قربانی جبر ساختاری تعریف میشود؛ هویتی فاقد توانمندی برای تعیین سرنوشت خود که برای رهایی نیازمند مداخله یا منجی بیرونی معرفی میشود. با این حال، مطالعه کنش اجتماعی ایرانیان در مقاطع حساس و بحرانی روایتگر واقعیتی متفاوت با این تصویر است. انسان ایرانی با پافشاری بر تداوم زیست روزمره، حفظ تابآوری و تأکید بر حق تعیین سرنوشت خود، انحصار روایی این گفتمان هژمونیک را به چالش کشیده است، این کنشگری صرفا واکنشی گذرا نیست، بلکه نشان میدهد روح ایرانی در بستر بحرانها به فهمی بنیادین دست یافته است: مسیر آبادانی و پیشرفت ایران هرگز از دروازه مداخله بیگانه عبور نمیکند.
او افزود: همین بلوغ شناختی نقطه عطفی در گذار از موقعیت «ابژهبودگی» ــ مفعولی که نیازمند منجی بیرونی است ــ به جایگاه «سوژه فعال» محسوب میشود؛ عاملی که خود در ساختن جهانش نقش دارد و در برابر فشارها مقاومت میکند. اهمیت این گذار تنها در خنثیسازی گفتمان رقیب خلاصه نمیشود، بلکه پیامدی عمیقتر در تکوین و بازآفرینی هویت ملی دارد. از منظر جامعهشناسی، هویت یک ذات از پیش تعیینشده نیست، بلکه در بستر کنشهای جمعی شکل میگیرد.
گلپایگانی در پایان گفت : ایستادگی اخیر ایرانیان در برابر فشارها، مؤلفه «تسلط بر سرنوشت» را در هویت ملی و روح ایرانی برجسته کرده است. هرچند میل به استقلال همواره ریشه در تاریخ ایران داشته، اما گذشته تاریخی زمانی در هویت جمعی تبلور مییابد که با زمان حال پیوند بخورد و ایستادگی کنونی مردم در میادین و شهرها حافظ این روح ایرانی همدل است