زلزله بم نشان داد که بحران، صرفاً در لحظه وقوع شکل نمیگیرد؛ بلکه نتیجه سالها انباشت ناپایداری در بافتهای شهری، غفلت از کیفیت ساختوساز، ضعف نظام برنامهریزی و بیتوجهی به ابعاد اجتماعی سکونت است. آنچه در بم فروریخت، تنها ساختمانها نبودند؛ بلکه کارآمدی الگوی مواجهه ما با ریسکهای شهری نیز به چالش کشیده شد.
امروز ایران کشوری است با شهرنشینی گسترده، جمعیت متراکم و پهنههای وسیع ناپایدار. بخش قابل توجهی از جمعیت شهری در بافتهایی زندگی میکنند که نهتنها تابآوری کالبدی کافی ندارند، بلکه از منظر دسترسی به خدمات، ایمنی، زیرساختهای حیاتی و انسجام اجتماعی نیز دچار مشکل هستند. در چنین شرایطی، مواجهه با زلزله و سایر سوانح طبیعی را نمیتوان به مدیریت بحران پس از حادثه محدود کرد؛ نقطه کانونی مداخله، «پیش از بحران» و در دل سیاستهای بازآفرینی شهری قرار دارد.
بازآفرینی شهری، رویکردی فراتر از نوسازی فیزیکی است. این سیاست، بر اصلاح همزمان ساختار کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و نهادی محلهها تمرکز دارد و از این منظر، یکی از مؤثرترین ابزارهای کاهش ریسک و افزایش تابآوری ملی محسوب میشود. تجربههای جهانی و داخلی نشان میدهد هر جا نوسازی صرفاً به تخریب و ساخت مجدد محدود شده، پایداری حاصل نشده؛ اما هر جا بازآفرینی با مشارکت مردم، توانمندسازی ساکنان و ارتقای کیفیت زندگی همراه بوده، نتایج پایدار شکل گرفته است.
در شرکت بازآفرینی شهری ایران، این نگاه چندبعدی مبنای سیاستگذاری و اقدام قرار گرفته است. تمرکز بر کاهش خطرپذیری سکونت در بافتهای فرسوده، هدایت سرمایهگذاری به محلات هدف، تسهیلگری مالی، اصلاح ضوابط و تقویت نقش مدیریت محلی، اجزای یک راهبرد واحد هستند؛ راهبردی که هدف آن، تبدیل نوسازی از یک اقدام مقطعی به فرآیندی ماندگار و اجتماعیشده است.
نباید فراموش کرد که تابآوری شهری، بدون اعتماد و مشارکت ساکنان شکل نمیگیرد. سیاستهای دستوری و مداخلات جزیرهای، هرچند ممکن است در کوتاهمدت آمار ساختوساز را افزایش دهند، اما در بلندمدت به ایمنی و پایداری منجر نخواهند شد. بازآفرینی شهری زمانی موفق است که مردم، خود را ذینفع و شریک اصلی این فرآیند بدانند و نوسازی، به بهبود واقعی کیفیت زندگی آنها منجر شود.
پنجم دیماه، فرصتی برای تبدیل یادآوری یک زخم تاریخی به بازتعریف یک مسئولیت ملی است. اگر بازآفرینی شهری را صرفاً یک سیاست توسعهای بدانیم، از کارکرد اصلی آن غفلت کردهایم؛ بازآفرینی، بخشی از زیرساخت امنیت انسانی و ملی کشور است. هر واحد مسکونی مقاومشده، هر محله نوسازیشده و هر بافت احیاشده، گامی در جهت کاهش تلفات، حفظ سرمایهها و افزایش توان تابآوری کشور در برابر بحرانهای آینده است.
امروز، تصمیمهای ما در حوزه بازآفرینی شهری بالاخص در حوزه پیشگیری و پیشنگری سکونتگاههای غیررسمی، تعیینکننده میزان خسارت فردای زلزله بعدی خواهد بود. بم به ما آموخت که هزینه پیشگیری، هرگز با هزینه بازسازی پس از فاجعه قابل مقایسه نیست؛ درسی که اگر آن را به اقدام پایدار تبدیل نکنیم، تاریخ ناگزیر آن را تکرار خواهد کرد.
فریدون بابایی اقدم
عضو هیأتمدیره شرکت بازآفرینی شهری ایران و راهبر ستاد ملی